زندگی چیست ؟ اگر خنده است چرا گریه میكنیم ؟ اگر گریه است چرا خنده میكنیم ؟ اگر مر گ است چرا زندگی می
من نوع تسونامي ستضربها منتصف شهر آب المقبل
وستغرقها تحت سطح البحر وتقضي على كل من فيها
وستصبح صور اطلالاً غارقةً في اعماق البحر الابيض
المتوسط .
ان المريخ سيقترب من الارض بشكل كبير وان الارض
ستقع في منتصف المسافة بين المريخ وبين الشمس
وهذا امر لا يتكرر الا مرة كل ستين الف سنة مما يؤدي
الى حدوث الويلات من فيضانات وزلازل وحروب وامراض
واوبئة اما نصيب لبنان وتحديداً مدينة صور سيكون موجة
عملاقة تمحوها عن بكرة ابيها .
عاشق شدن آسان است
اما ادامه آن هنر است
دوست هرکه باشد
نسخه دوم خودت است
نمی توان جلوی پیری را گرفت
اما میتوان روح جوانی داشت
هر جا که باشی
دوستانت دنیای توهستند
بالا رفتن سن حتمی است
اما اینکه روح تو پیر شود بستگی به خودت دارد
خنده کوتاهترین راه بین دوستان است
عمر سالهای گذشته نیست
سالهایی است که از آن زندگی کردی
عشق زندگی را نمی چرخاند
اما انگیزه ای است برای زندگی
( و آن عشق به خدا است)
وقتی جایی داری که بروی یعنی خانه داری
ووقتی کسی را دوست داری یعنی خانواده داری
بزرگترین لذت زندگی
داشتن دوست صمیمی است
غیر از سخن گفتن راههایی بین دوستان وجود دارد
اگر از چیزی لذت بردی
دیگران را شریک ساز
زیبا است که ببینیم کسی میخندد
و زیباتر اینکه بدانی خودت باعث خنده اش شده ای
نفسش مثل نفسهاي دل کوچک من ميگيرد...؟
يا به يک خنده ي چشمان پر از ناز کسي ميميرد...؟
چه خبر از دل تو....؟
دل مغرور تو هم مثل دل عاشق من ميگيرد....؟
مثل روياي رسيدن به خدا....
همه شب تا به افق
دل من نيز به آزادگي قلب تو
.
.........پر ميگيرد
مردها مثل « مخلوط كن » هستند
در هر خانه يكي از آنها هست ولي نميدانيد به چه درد ميخورد
مردها مثل « آگهي بازرگاني » هستند
حتي يك كلمه از چيزهائي را كه ميگويند نميتوان باور كرد
مردها مثل « كامپيوتر » هستند
كاربري شان سخت است و هرگز حافظه اي قوي ندارند
مردها مثل « سيمان » هستند
وقتي جائي پهنشان ميكني بايد با كلنگ آنها را از جا بكني
مردها مثل « طالع بيني مجلات » هستند
هميشه به شما ميگويند كه چه بكنيد و معمولاً اشتباه مي گويند
مردها مثل « جاي پارك » هستند
خوب هايشان قبلا" اشغال شده و آنهائي كه باقي مانده اند يا كوچك هستند يا جلوي درب منزل مردم
مردها مثل « ذرت بو داده »هستند
بامزه هستند ولي جاي غذا را نمي گيرند
مردها مثل « باران بهاري » هستند
هيچوقت نميدانيد كي مي آيند ، چقدر ادامه دارد و كي قطع ميشود
مردها مثل « پيكان دست دوم » هستند
ارزان هستند و غير قابل اطمينان
مردها مثل « موز » هستند
هرچه پيرتر ميشوند وارفته تر ميشوند
مردها مثل « نوزاد » هستند
در اولين نگاه شيرين و با مزه هستند اما خيلي زود از تميز كردن و مراقبت از آنها خسته مي شويد
من که خیلی خندیدم.........شما رو نمیدونم...........اصلا" به خودتون مربوطه..... ای بابا... به من چه!؟
|
کمی سلیقه به خرج میدادم و بجای اینکه خونه خودم رو در صحرای خشک و بی اب و علف عربستان بنا کنم در سواحل جزایر هاوایی بنا میکردم ! هیچوقت خونه خودم رو در انحصار مسلمون ها قرار نمی دادم و همه حق داشتن بیان خونه ام … |
حتی بی خدا ها ! قدمشون سر چشم ! زوار بجای اینکه تو صحرای عرفه بدو بدو کنن کنار ساحل بدو بدو کنن حالشو ببرن !
اصلا نمیذاشتم ادما صبح و ظهر و شب هی نماز بخونن و سجده کنن و حرفای تکراری بزنن! کمبود که ندارم هی بخوام طفلکی ها رو اذیت کنم که !
همه مسجد ها رو هم جمع میکردم به جاش کافی شاپ و کتابخونه و سینما درست میکردم !
یه چند تاش رو هم قهوه خونه سنتی درست میکردم که محسن نامجو توش سه تار بزنه بخونه !
هر کسی هم که من رو صدا میزد و میگفت اِی خدا زود بهش میگفتم جانم …عزیز دلم …نه اینکه محل سگ هم نذارم! بنده افریدم باید سرویس بدم دیگه … گوسفند که نیستن ول کنم تو بیابون !
قشری به نام روحانیت رو اصلا خلق نمیکردم ! به بنده هام همه یه جو عقل میدادم تا بتونن بد رو از خوب تشخیص بدن و نیازی به فتوا و این مزخرفات نباشه !
عزراییل رو هم میفرستادم اونجا که عرب نی انداخت بره غاز بچرونه ! به جای عزراییل یه حوری خوش هیکل سفید و بلوری میفرستادم تا جون مرد ها رو بگیره و یک جوان رعنای خوش هیکل رو هم میفرستادم تا جون خانمها رو بگیره ! (اینجوری دیگه نه تنها کسی از مرگ نمیترسید بلکه این پیرزن پیرمردها هی از خدا مرگ میخواستن نصفه شبی) !
جون بچه ها رو هم اصلا نمیگرفتم ! اصلا اجازه نمیدادم انسان ناقص و معلول به دنیا بیاد … ریشه جنگ رو هم خشک میکردم بجاش عشق و عطوفت و مهربونی میکاشتم !
سعی میکردم حضورم اینقدر در زندگی مردم ملموس باشه که دیگه هیچ کس نگه خدای چی ! کشک چی ! ….. خدا کیلو چند ؟ ….. کدوم خدا ؟
اخ که اگه خدا بودم یه بهشت توی یکی از سیاره ها خلق میکردم اخرین مدل ! نه اینجوری که توی جوب هاش (جوی هاش) شیر و عسل بیاد! شیر و عسلی که توی جوب (جوی) باشه به درد همون هزار و چهار صد سال پیش میخوره! اونایی که بنده صالح بودن میفرستادم توی این بهشت و اونایی هم که خطا کار بودن و بنده های درست درمونی نبودن بجای جهنم میفرستادم توی ایران زندگی کنن قدر عافیت رو بدونن !
از خدا بخاطر این همه اختلاف سلیقه عذر خواهی میکنم!
|
دندانپزشکان توصیه می کنند که بعد از خوردن این نوشیدنی مسواک نزنید زیرا ... حدود نیم ساعت برای مسواک زدن دندانهایتان پس از نوشیدن نوشیدنیهای به شدت اسیدی مثل نوشابه یا آب پرتقال صبر کنید. انجمن داروسازان فدرال آلمان هشدار میدهد این اسیدها مینای دندان را ضعیف میکند و به همین خاطر مسواک به آن آسیب میرساند.فرصت نیم ساعته اجازه میدهد مواد معدنی از دست رفته دوباره جذب مینا شوند. اورسلا زلربرگ، عضو این انجمن میگویدبه طور کلی قانون 30 دقیقه درباره هر نوع آبمیوه یا شربت کاربرد دارد، زیرا بیشتر آبمیوهها البته به جز آب هلو به شدت اسیدی هستند.چای و قهوه سطح اسیدی پایینی دارند. |
احتمال بروز رفتارهای ضد اجتماعی در کودکانی که مادرانشان در هنگام بارداری به افسردگی مبتلا بوده اند بیشتر است.
بر اساس پژوهشی که در دانشگاه کاردیف ولز انجام گرفته، احتمال بروز رفتارهای خشونت آمیز در ۱۶ سالگی در میان نوجوانانی که مادرشان در هنگام بارداری افسرده بوده اند، چهار برابر بیشتر است.
افزون بر این، احتمال افسردگی پس از زایمان در مادرانی که خود در سنین نوجوانی دارای روحیات پرخاش جویانه و در هم گسیخته بوده اند بیشتر است.
نتایج این پژوهش همچنین نشان می دهد این مسئله هم برای دختران و هم برای پسران صادق است. این نتیجه گیری مستقل از سطح اجتماعی خانواده، ویژگی های نژادی یا ساختار خانواده، سن مادر، سطح تحصیلات او، وضعیت ازدواج یا سطح هوشی او و یا افسردگی او در زمان های دیگر اعلام شده است.
|
روشهاي جالب و فوق العاده خنده دار (طنز) براي با کلاس شدن
1- فقط آب معدني بخورين چون کلاس داره !!!!
2- براي هر ده انگشت خودتون انگشترهاي نگين دار بخرين ( حالا هر رنگي ) چون کلاس داره !!!!
3- يکي دو تا از کتابهاي پائولو کوئيلو رو بخونين و براي ديگرون تعريف کنين ( البته من خودم که سر در نمي آرم ولي مهم نيست ) مهم اينکه کلاس داره !!!!
4- سرپاچه هاي شلوارتون و آستينهاي لباستون رو نخ ، نخ کنين ( حالا مهم نيست که بهتون بگن سرخپوست... ) مهم اينه که کلاس داره !!!!
5- شبانه روز عينک آفتابي به چشماتون بزنين ( مهم نيست هوا ابريه يا بارون مياد ) مهم اينه که کلاس داره !!!!
6- عکسهاي دوران بچگيه خودتون رو قاب کنين بزنين به ديوار ( حالا اگه عکساتون خيلي بي ريخت بود مشکلي نيست از عکسهاي ديگرون مي تونيد استفاده کنين ) آخه کي به کيه!! مهم اينه که کلاس داره !!!!
7- وقتي مي خواين از خونه برين بيرون هف هش تا کتاب بزگ و قطور بگيريد دستتون ( هرچي کتابها بزرگتر باشه بهتره فکر اينو که دستاتون خسته ميشه نکنين ) مهم اينه که کلاس داره !!!!
8- اگه پاچه هاي شلوارتون بلنده تاش بزنين ( البته ديگه الان تمام شلوارا کوتاه هستن ) مهم نيست که بهتون بگن داره ميره فرش بشوره!! مهم اينه که کلاس داره !!!!
همين چند روز پيش، «يوليا واسيلي اِونا » پرستار بچه هايم را به اتاقم دعوت کردم تا با او تسويه حساب کنم .
به او گفتم:بنشينيد«يوليا واسيلي اِونا»! مي دانم که دست و بالتان خالي است امّا رودربايستي داريد و آن را به زبان نمي آوريد. ببينيد، ما توافق کرديم که ماهي سي روبل به شما بدهم اين طور نيست؟
- چهل روبل .
- نه من يادداشت کرده ام، من هميشه به پرستار بچه هايم سي روبل مي دهم. حالا به من توجه کنيد.
شما دو ماه براي من کار کرديد.
- دو ماه و پنج روز
- دقيقاً دو ماه، من يادداشت کرده ام. که مي شود شصت روبل. البته بايد نُه تا يکشنبه از آن کسر کرد. همان طور که مي دانيد يکشنبه ها مواظب «کوليا» نبوديد و براي قدم زدن بيرون مي رفتيد.
سه تعطيلي . . . «يوليا واسيلي اونا» از خجالت سرخ شده بود و داشت با چين هاي لباسش بازي مي کرد ولي صدايش درنمي آمد.
- سه تعطيلي، پس ما دوازده روبل را مي گذاريم کنار. «کوليا» چهار روز مريض بود آن روزها از او مراقبت نکرديد و فقط مواظب «وانيا» بوديد فقط «وانيا» و ديگر اين که سه روز هم شما دندان درد داشتيد و همسرم به شما اجازه داد بعد از شام دور از بچه ها باشيد.
دوازده و هفت مي شود نوزده. تفريق کنيد. آن مرخصي ها ؛ آهان، چهل و يک روبل، درسته؟
چشم چپ «يوليا واسيلي اِونا» قرمز و پر از اشک شده بود. چانه اش مي لرزيد. شروع کرد به سرفه کردن هاي عصبي. دماغش را پاک کرد و چيزي نگفت.
- و بعد، نزديک سال نو شما يک فنجان و نعلبکي شکستيد. دو روبل کسر کنيد .
فنجان قديمي تر از اين حرف ها بود، ارثيه بود، امّا کاري به اين موضوع نداريم. قرار است به همه حساب ها رسيدگي کنيم.
موارد ديگر: بخاطر بي مبالاتي شما «کوليا » از يک درخت بالا رفت و کتش را پاره کرد. 10 تا کسر کنيد. همچنين بي توجهيتان
باعث شد که کلفت خانه با کفش هاي «وانيا » فرار کند شما مي بايست چشم هايتان را خوب باز مي کرديد. براي اين کار مواجب خوبي مي گيريد.
پس پنج تا ديگر کم مي کنيم.
در دهم ژانويه 10 روبل از من گرفتيد...
« يوليا واسيلي اِونا» نجواکنان گفت: من نگرفتم.
- امّا من يادداشت کرده ام .
- خيلي خوب شما، شايد .
- از چهل ويک بيست و هفت تا برداريم، چهارده تا باقي مي ماند.
چشم هايش پر از اشک شده بود و بيني ظريف و زيبايش از عرق مي درخشيد. طفلک بيچاره !
- من فقط مقدار کمي گرفتم .
در حالي که صدايش مي لرزيد ادامه داد: من تنها سه روبل از همسرتان پول گرفتم . . . ! نه بيشتر.
- ديدي حالا چطور شد؟ من اصلاً آن را از قلم انداخته بودم. سه تا از چهارده تا به کنار، مي کنه به عبارتي يازده تا، اين هم پول شما سه تا، سه تا، سه تا . . . يکي و يکي..
- يازده روبل به او دادم با انگشتان لرزان آنرا گرفت و توي جيبش ريخت .
- به آهستگي گفت: متشکّرم!
- جا خوردم، در حالي که سخت عصباني شده بودم شروع کردم به قدم زدن در طول و عرض اتاق.
- پرسيدم: چرا گفتي متشکرم؟
- به خاطر پول.
- يعني تو متوجه نشدي دارم سرت کلاه مي گذارم؟ دارم پولت را مي خورم؟ تنها چيزي مي تواني بگويي اين است که متشکّرم؟
- در جاهاي ديگر همين مقدار هم ندادند.
- آن ها به شما چيزي ندادند! خيلي خوب، تعجب هم ندارد. من داشتم به شما حقه مي زدم، يک حقه ي کثيف حالا من به شما هشتاد روبل مي دهم. همشان اين جا توي پاکت براي شما مرتب چيده شده.
ممکن است کسي اين قدر نادان باشد؟ چرا اعتراض نکرديد؟ چرا صدايتان در نيامد؟
ممکن است کسي توي دنيا اين قدر ضعيف باشد؟
لبخند تلخي به من زد که يعني بله، ممکن است.
بخاطر بازي بي رحمانه اي که با او کردم عذر خواستم و هشتاد روبلي را که برايش خيلي غيرمنتظره بود پرداختم.
براي بار دوّم چند مرتبه مثل هميشه با ترس، گفت: متشکرم!
پس از رفتنش مبهوت ماندم و با خود فکر کردم:
در چنين دنيايي چقدر راحت مي شود زورگو بود...
?- واي پسر ! اين دختره دانشجو که توي کلاس ماست رو ديدين عجب هيكلي داره !
?- من بدجوري عاشقش شدم . اگه اين خوشکله با من دوست بشه من همه ي دوست دخترهام رو کنار ميگذارم .
?- ...ها ! حوصله مون سر رفت ! دو تا ...شعر بگين تا بخنديم !
?- يک سي دي توپسي گيرم اومده که خيي باحاله . جديدترين شوي جني فر لوپر و شکيراست .
?- بچه ها اين دختره رو ديدين که مانتو صورتي ميپوشه و يه عينک آفتابي هم ميزنه . وقتي هم که توي دانشگاه را ميره هيچکي رو تحويل نميگيره . بايد حالشو بگيريم ....بهش!
?- ما اينيم ديگه بالاخره شماره رو داديم به دختره فقط دنبال خونه خالي ميگرديم .
?- بچه ها من ميخونم شماها دست بزنيد ... توي کوچمون دختره قد بلنده ...
?- بر و بچ جاتون خالي امروز رفتيم کافي نت يه رومي رو به گند کشيديم
10-ديشب جاتون خالي.مامانم اينا نبودن يه غذاي توپ!!! درست كردم.
فقط يه كم زيادي رو گاز موند كه اونم مهم نيست.نميدونيد ته ديگ تخم مرغ چه خوشمزه هست!